الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )
مقدمة المترجم 7
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
چندى در بخارا اقامت داشته وتحت تأثير گفتار و ايرادادت يكى از كبار فلاسفه و منطقيين بخارا در موضوع غيبت وانقطاع اخبار قائم عليه السلام دچار حيرت وترديد شده بود . شيخ صدوق در اثبات امام عليه السلام وغيبت او مباحث وفصولى را ياد آور شده واخبارى دربارهء غيبت امام از پيامبر اكرم و ائمه هدى نقل مىكند كه شك و ارتياب وى را زايل مى سازد . شيخ نجم الدين از شيخ صدوق درخواست مىكند كه كتابى در اين معنى تأليف كند و شيخ هم به او وعده مىدهد كه أگر خداوند اسباب رجوع وى را به وطن و محل استقرارش رى فراهم سازد آن كتاب را بنويسد ( همان 3 ) . اما او در عالم رؤيا امام مهدى عليه السلام را مى بيند كه در طواف خانهء خدا به وى خطاب مى فرمايد : " لم لا تصنف كتابا في الغيبة ؟ " چرا در باب غيبت كتابى نمى نويسى وغيبتهاى انبيا را در آن ذكر نمى كنى ؟ واو گريان از خواب بيدار مىشود و در بامداد همان روز به تأليف كتاب " كمال الدين " اقدام مى نمايد ( همان 4 ) . موضوعات كتاب كتاب از يك مقدمهء نسبتا طولانى و پنجاه و پنج فصل تشكيل شده است . مقدمه كتاب كه بعضى آن را باب اول كتاب به حساب آورده اند ( كمره اى 1 / 226 ) حدود يك پنجم حجم كتاب را تشكيل داده است وشامل مباحثى كلامى در اثبات درستى عقيدهء اماميه در باب امام قائم عليه السلام وپاسخ به شبهات زيديه و اسماعيليه و ساير فرق غير اثنى عشريه است ( كمال الدين 1 تا 126 ) . اين مقدمه بر آن دلالت دارد كه شيخ صدوق نه تنها در ميدان روايت احاديث بلكه در درايت حديث واستدلال كلامى عالمى كم نظير است . وى در پايان اين مقدمه مى نويسد : " چون در اين زمان فرقهء زيديه با فرقهء اماميهء اثنى عشريه به سختى دشمنى مى ورزند ، نهايت ادله و پاسخ آنان را در اين مقدمه ذكر كرديم تا مورد استفادهء حق طلبان واقع گردد " ( همان 26 ) . كتاب با عنوان غيبت ادريس پيامبر عليه السلام آغاز مىشود ( 127 ) و بعد از آن غيبت حضرات نوح عليه السلام ( 133 ) وصالح عليه السلام ( 136 ) وابراهيم عليه السلام ( 137 ) و يوسف عليه السلام ( 141 ) و موسى عليه السلام ( 145 ) ذكر مى گردد . بعد از آن از غيبت حجج الهى كه ما بين موسى كليم وعيسى مسيح عليهما السلام بوده اند سخن به ميان آمده است ( 153 ) آنگاه بشارت عيسى مسيح عليه السلام بر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلم بيان شده است